رفتارهای عصر جاهلیت

0

بخوانیم و تامل کنیم

خیلی صریح مثال می زنیم : به اصل و نسب نازیدن..متاسفانه یکی از اخلاق های رایج در بطن جامعه ی ما…طرف تهرانی است و خودش را خیلی بهتر می داند…طرف ترک است و خودش را با اصل و نسب تر از همه می داند…طرف لر است…کرد است…عرب است… هر کدام به نسب می نازند!

چرا اینطور شده ایم؟ در حالی که بارها در دین ما اشاره شده است به اصل و نسب نازیدن درست نیست! و خوب می دانیم آنچه در نزد خدا مایه افتخار است برای ما..چیزی جز تقوا و مومن بودن نیست.

پس بس کنیم این نازیدن ها را..طرف کلامم اول با بچه های تهران است..و بعد بقیه اقوام..چیزی برای نازیدن نیست! همه جای این کره زمین از آن خداست و هر مخلوقی از هر بخشی آفریده ی او و عزیز اوست پس مراقب حرف هایمان باشیم.. تا یک نفر را با لهجه می بینیم زود با حالت بد نگوییم اینکه شهرستانیه!

افغان می بینیم نگوییم …اه افغانیه…عرب می بینم نگوییم..اه عربه..

به نژادها طعنه نزنیم…سفید و سیاه و زرد همه خلقت خداوند است و ما موظف و موظف به احترام هستیم…هر قومی رفتاری دارد ..بله شکی نیست! اما آیا قوم بی عیب با رفتار کاملا صحیح وجود دارد؟ همه مان سرتا پا عیبیم..بی لهجه..با لهجه

تصور کنید فرزندتان را مسخره کنند…چقدر دل تان می گیرد؟ تصور کنید عزیزتان را با پوزخند طعنه بزنند..چقدر دل تان می گیرد؟

و خداوند ما که مهر و محبتش به بندگانش لحظه ای قابل قیاس با محبت ما به عزیزان مان نیست..چقدر از دست ما ناراحت می شود؟ چقدر و چقدر و چقدر؟؟

آنقدر این رفتار زشت و زننده است که از آن به عنوان رفتار عصر جاهلیت یاد می شود..این را جدی بگیریم…

در این حدیث گهربار اشاره شده است به طلب باران از ستارگان؛ در عصر جاهلیت اقوامی ستاره پرست بودند که برای باران از ستاره ها درخواست می کردند تا باران ببارد…

این موضوع که شاید الان ما به آن بخندیم..در این حدیث بزرگ؛ کنار طعنه زدن به نژاد و نازیدن به اصل و نسب آمده است…پس بدانیم در حد همان طلب باران از ستارگان..زشت و بد است..

طرف می گوید من خان زاده هستم..آن یکی می گوید من از نوادگان دربار بوده ام..آن یکی می گوید من از خاندان ثروتمندی هستم…

و کدامیک از اینها ..از این رفتار…اسلامی است؟؟
هر چه باشیم و هر که باشیم در شناسنامه و از هر نسبی..یادمان باشد تنها تقواست که نزد خداوند مهم است…پس به چیزی که ارزشی در آخرت ما ندارد و به رفتاری که ممکن است بسیار دل بشکاند…پایان دهیم