داستان ظهور قسمت دوازدهم

0

اگر شما به تازگی قصد دارید به مطالعه داستان ظهور بپردازید، می توانید قسمت های قبلی را در لینک زیر بخوانید.

داستان ظهور

اکنون وارد قسمت بعدی ماجرا می شویم.

داستان ظهور قسمت دوازدهم

لباس ضد آتش و عصای شگفت انگیز!
اکنون همه سربازان امام درمکه جمع شده اند آنها آمده اند تا جان خود را فدای امام کنند امام لباس رزم بر تن کرده وآماده ی حرکت به سوی مدینه شده است.

آیا می دانی که لباس رزم امام همان پیراهن یوسف (ع) است؟ به راستی چرا امام این لباس را بر تن کرده است؟

آیا می دانی لباس امام یک لباس معمولی نیست بلکه لباس ضد آتش است.

تعجب نکن بگذار تاریخ آن را برایت بگویم، پیراهن یوسف(ع) در اصل از حضرت ابراهیم(ع) بود هنگامی که نمرود می خواست ابراهیم را به جرم خدا پرستی و در آتش بیاندازد جبرییل به زمین آمد تا بزرگ پرچم دار توحید را یاری کند او همراه خود لباسی از بهشت آورد و به خاطر همین لباس حضرت ابراهیم در آتش نسوخت پس از ابراهیم(ع) این لباس به فرزندان او به ارث رسید تا اینکه لباس یوسف(ع) شد و باعث روشنی چشمان حضرت یعقوب این لباس نسل به نسل گشت تا به پیامبر اسلام و بعداز او به امامان معصومین یکی پس از دیگری به ارث بردند و اکنون روشن شد که چرا خداوند این پیراهن را برای حضرت یوسف نگه داشته است؟

همسفرم! مگر آتش نمرود بزرگترین آتش آن زمان نبود؟ یک بیابان آتش که شعله های آن به آسمان می رسید. نمرود با امکاناتی که در اختیار داشت آتش به اون بزرگی ایجاد کرد و ابراهیم (ع) را در میان آن انداخت اما خداوند پیامبر خود را با آن پیراهن یاری کرد و امروز همان پیراهن بر تن امام زمان (ع) است.

امام آماده ی حرکت شده است من دقت می کنم ببینم امام با چه اسلحه ایی به جنگ دشمنان می رود؟ امام به جای اسلحه یک چوب دستی دارد با خود فکر می کنم چرا فرمانده ی این لشکر این چوب را با خود برداشته است؟

آخر ما می خواهیم به جنگ توپ و تانک و موشک برویم.هرچه فکر میکنم جوابی برای خود نمی یابم برای همین از یکی از یاران امام سوال میکنم که چرا امام به جای اسلحه این چوب دستی را با خود برداشته است؟ او برایم می گوید این چوبی که در دست امام قرار دارد همان عصای موسی(ع) است با اینکه چوب این عصا هزاران سال پیش از درخت بریده شده است اما هنوز تر و تازه است مثل اینکه همین الان از درخت قطع کرده اند.

در زمان موسی (ع) بشر درسحر و جادو پیشرفت زیادی کرده بود و به اصطلاح فن آوری بشر آن روز سحر و جادو بود،اما وقتی موسی (ع) عصای خود را زمین زد ناگهان آن عصا به اژدهایی تبدیل شد که همه ی آن سحر و جادوها رو در یک چشم بر هم زدن بلعید.امروز هم بشر هر پیشرفتی کرده و هر فن آوری جدیدی داشته باشد باید بداند که امام با همین عصا به مقابله با آن دشمنان خواهد رفت.
این عصا یک عصای شگفت انگیز است که امام هر دستوری بدهد انجام می دهد.

تازه الان فهمیدم که این چوب دستی یک عصای سخن گو هم می باشد و با امام سخن می گوید.آری آنچه که بشر به دست خود ساخته است توسط این عصا بلعیده می شود تانک باشد یا موشک یا هواپیما چه فرقی می کند کافی ست امام به عصا امر کند.

قرآن در مورد عصای موسی (ع) سخن گفته است؛ آن عصا یک بیابان سحر و جادو را بلعیده است.این نکته را قبول می کنی چون قرآن می گوید پس دور از ذهن نخواهد بود که این عصا بتواند هواپیما و موشک را هم ببلعد. هنر بشر آن روز سحر و جادو بوده هنر بشر امروز هر چه می خواهد باشد این عصا به اذن خدا می تواند مقابل آن بایستد. آیا می دانی وقتی امام این عصا را زمین میزند تبدیل به چه چیزی می شود؟

من نمی دانم از چه لفظی استفاده کنم آیا میتوانم بگویم تبدیل به اژدهایی بزرگ می شود میترسم بگویی که این نویسنده چه حرف های عجیب و غریبی میزند هیچ چیز بهتر از این نیست که سخن امام باقر(ع) را برایت بگویم تو دیگر سخن آن حضرت را قبول داری که فرمود؛( چون قایم آل ما عصای خود را بر زمین بزند آن عصا شکاف برمی دارد شکافی به اندازه زمین تا آسمان وآن عصا هر چه را درمقابلش باشد می بلعد)

به راستی که خداوند چه حکمت های زیبایی دارد و با عصای موسی(ع) آخرین ولی خود را یاری می کند.

منابع
۱)- ان القایم اذا خرج یکون علیه قمیص یوسف….)- کمال الدین ص ۱۴۳- تفصیر نور الثقلین ج ۲ ص۴۶۲

۲)-امام صادق(ع) – ان ابراهیم لما اوقدت النار ایاه جبرییل یثوب من ثیاب الجنه فاالبسه ایاه فلم یضره معه حر و ولا برد ….)- بصایر الدرجات ص۲۰۹- الکافی ج۱ ص ۲۳۳

۳)- امام باقر (ع)- ( ….یفتح له شعبتان احدا هما فی الارض و فی الاخری ….) – تلقف مایاء فکون بلسانها…)- بصایر الدرجات ص ۲۰۳ – الامامه و التبصره ص ۱۱۶- بحار الانوار ج ۵۲ ص ۲۱۸-