داستان ظهور قسمت ششم

0

اگر شما به تازگی قصد دارید به مطالعه داستان ظهور بپردازید، می توانید قسمت های قبلی را در لینک زیر بخوانید.

داستان ظهور

اکنون وارد قسمت بعدی ماجرا می شویم.

داستان ظهور قسمت ششم

شمشیری که کوه رامتلاشی می کند!
نزدیک اذان صبح است و همه ی یاران امام زمان عجل الله برای خواندن نماز صبح آماده می شوند.

نماز بر پا می شود، نسیم می وزد، وقت مناجات با خدای مهربان است.
بعد از نماز یاران امام می خواهند با ایشان بیعت کنند و پیمان ببندند امام کنار در کعبه می ایستد و دست راست خود را باز می کند آیا آن نور سفید را می بینی که در دست راست امام می درخشد؟ این نور بسیار زیبا و خیره کننده است ولی با این حال هیچ چشمی را آزار نمیدهد دقت کن! در دست دیگر امام چه می بینی؟ گویا یک نامه در دست امام است،آری این عهد و پیمانی ست که پیامبر برای امام زمان نوشته است.

پیامبر این پیمان را به حضرت علی علیه السلام داده است و می فرماید این دست خداست.

آیا می دانی منظور امام از این سخن چیست؟

امام این آیه را می خواند ( ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله) هر آن کس که با تو دست بدهد با خدا بیعت کرده است. آری دست امام دست خداست.

خوب نگاه کن آیا می توانی اولین کسی را که با امام دست می دهد بشناسی؟ این جبرییل است که خم می شود و دست مبارک امام را می بوسد و با او بیعت می کند و بعد از او همه ی فرشتگان بیعت می کنند.

اکنون نوبت بیعت یاران است، امام رو به آنان می کند و می گوید: (شما باید از گناهان و زشتی ها دوری کنید و همواره امر به معروف و نهی از منکر کنید و هیچ گاه خون بی گناهی را زمین نریزید و از ثروت اندوزی و تجمل گرایی خود داری کنید غذای شما نان جو باشد و خاک بالشت شما) البته اگر یاران امام این شرایط را بپذیرند امام هم قول می دهد که هرگز هم نشینی غیر از آنها انتخاب نکند. یاران این شرایط را قبول کرده و با امام بیعت می نمایند.

همسفرم در این سخنان کمی فکر کن!

درست است که این سیصد و سیزده نفر در آینده ایی نزدیک فرمان روایان دنیا خواهند شد و هر کدام از آنها بر کشوری حکومت خواهند کرد اما عهد کرده اند که تمام عمر بر روی خاک بخوابند بی جهت نیست که آنان به چنین مقامی رسیده اند و یار امام شده اند این عهدی که امام با یاران خود می بندد گوشه ایی از آن عدالتی ست که همه منتظرش بودیم. آری امام زمان از یارانش بیعت می گیرد که بر اساس مفاهیم قرآن عمل کنند.

نگاه کن از آسمان شمشیرهایی نازل می شود،برای هر یک از سیصد و سیزده نفر یک شمشیر مخصوص می آید،هر کس شمشیر خود را بر می دارد هیچ کس اشتباه نمی کند و شمشیر فرد دیگری را بر نمی دارد زیرا نام هرکس بر روی شمشیرش نوشته شده است از هر کلمه هزار کلمه ی دیگر فهمیده می شود آنها از کلمه هزار کلمه ی دیگر دریافت می کنند خداوند برای یاران امام این کلمات را آماده کرده است تا در موقعیت های مختلف از آن استفاده کنند.

تعجب در این است که چگونه یاران امام می خواهند با این شمشیر ها با دشمن بجنگند که انواع سلاح های پیشرفته را در اختیار دارد؟
نزدیک نزدیک یکی از آنها می روم و این سوال را از آنها می کنم او شمشیر خود را به من می دهد و می خواهد به آن نگاه کنم شمشیر را می گیرم و هر کار میکنم نمی توانم تشخیص بدهم که از چه جنسی است. او می گوید؛ آیا می دانی که با این شمشیر می توان کوه را متلاشی کرد؟ آری این شمشیر چنان قدرتی دارد که اگر آن را به کوه بزنی متلاشی می شود و بارها افرادی از من سوال کرده اند که؛ امام زمان عج چگونه می تواند با شمشیر اختیار دنیا را در دست بگیرد؟

امروز من جواب آن ها را یافته ام اگر شمشیر یاران امام می تواند کوه را متلاشی کند پس شمشیر خود امام چه کارهایی می تواند بکند؟؟؟
آری در دست این فرمانده و لشکر بی نظیرش اسلحه ی پیشرفته ایی است که به شکل شمشیر است اما هرگز یک شمشیر ساده و از جنس آهن نیست این یک اسلحه ی بسیار پیشرفته است در این اسلحه چه خاصیتی نهفته است! نمی دانم فقط این را می دانم که می توان یک کوه را با آن متلاشی کرد این اسلحه را خدا ساخته است و براستی که دست خدا بالای همه ی دست هاست.