داستان ظهور قسمت هشتم

0

اگر شما به تازگی قصد دارید به مطالعه داستان ظهور بپردازید، می توانید قسمت های قبلی را در لینک زیر بخوانید.

داستان ظهور

اکنون وارد قسمت بعدی ماجرا می شویم.

داستان ظهور قسمت هشتم

صداى شیطان به گوش
مى رسد!

مدّتى است مردم دنیا صداى جبرئیل و نداى او را شنیده اند. دل هاى آنها به سوى امامِ خوبى ها متوجّه شده و همه دوست دارند امام را ببینند.

درست است که کوفه و مدینه الان در تصرّف سفیانى است; امّا اگر به یکى از این دو شهر بروى، مى بینى که سپاهیان سفیانى به حق بودن فرمانده خود شک کرده اند و مى خواهند از بند سپاه سفیانى رها شوند و به سوى امام بیایند.

از آنجا که شیطان، دشمن سعادت انسان هاست، مى خواهد هر طور که شده باعث گمراهى مردم شود. او اکنون نیز در فکر فریب دادن مردم است و مى خواهد مانع پیوستن آنها به امام بشود.

او مى داند که با ظهور امام زمان، بندگان خوب خدا در دنیا حکومت خواهند کرد و براى ناپاکان در زمین جایى نخواهد بود.
به همین دلیل، موقع غروب آفتاب، شیطان با صداى بلند، همه مردم دنیا را مورد خطاب قرار مى دهد و مى گوید: «اى مردم، آگاه باشید که سفیانى و یاران او حق هستند».

همه مردم این صدا را مى شنوند; امّا نمى دانند که صداى شیطان است. عدّه اى به گمراهى مى افتند و صداى شیطان آنها را فریب مى دهد و متأسفانه آنها از امام زمان بیزارى مى جویند.

من خیلى دلم به حال این مردم مى سوزد که چگونه فریب شیطان را مى خورند.

در سخنان امامان معصوم علیهما السلام آمده بود که در نزدیک روزگار ظهور، دو ندا در آسمان طنین خواهد انداخت.

نداى اوّل که نزدیک طلوع آفتاب به گوش مى رسد، نداى جبرئیل است و صداى دوم که نزدیک غروب خورشید به گوش مى رسد، صداى شیطان است.

شیعیان که از قبل، این مطلب را مى دانستند هرگز فریب نمى خورند. آنها مى دانند که حکومت عدل الهى بسیار نزدیک است.