داستان ظهور قسمت یازدهم

0

اگر شما به تازگی قصد دارید به مطالعه داستان ظهور بپردازید، می توانید قسمت های قبلی را در لینک زیر بخوانید.

داستان ظهور

اکنون وارد قسمت بعدی ماجرا می شویم.

داستان ظهور قسمت یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!

کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.

همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟

لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند.

به راستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود.

به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.

منابع
۱- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص ۵۶۲- الملاحم والفتن ص ۳۸۰

۲- امام صادق (ع) – هم اطوع له من لامه لسیدها…..) – بحارالانوار ج ۵۲ ص ۳۰۷

۳- امام باقر (ع) – لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر…)- بحار الانوار ج ۵۲ ص ۶۷۳