hadis-54.jpg

1min53

صدقه دادن یکی از کارهای پسندیده و خیری است که در دین ما بسیار به آن سفارش شده است.

شاید در این شرایط اقتصادی کنونی به این فکر کنیم که در این وضعیت خودمان واجب تریم، خودمان مهم تریم اما نباید فراموش کنیم که اینکه بخواهیم کار خیر انجام دهیم، یک توفیق الهی است که خداوند به ما محبت کرده. اگر از این خیر رو برگردانیم به خودمان ظلم کرده ایم چرا که برکات و فواید آن کار خیر در زندگی را از دست می دهیم.

گاهی برخی می گویند که ما نیازمند نمی شناسیم، مستحق نمی شناسیم، اعتماد نمی کنیم و …

اگر بخواهیم و از ته دلمان دوست داشته باشیم که صدقه دهیم و دست نیازمندی را بگیریم، خداوند مسیرش را برای ما باز می کند و نیازمندی را که حقیقی باشد مقابل مان قرار می دهد.

فقط کافی است ما واقعا بخواهیم..گاهی می شود که نیازمندی را می بینیم و می گوییم اگر داشتم کمک می کردم؛ درست است که همین نیت خیر هم اگر قلبی باشد برای ما ثواب در بر خواهد داشت اما آیا واقعا اگر داشته باشیم می دهیم یا نه؟ اصلا معیار ما برای کمک چیست؟ وقتی مشکل بزرگی را در زندگی کسی می بینیم نباید سریع به این فکر کنیم که من از پس این برنمی آیم و باید کسانی که خیلی پولدار هستند کمک کنند!

آیا اگر خدایی نکرده عزیزان ما هم در این گره ها بیفتند انقدر ساده از آن رد می شویم؟ باید اراده کنیم، به این در و آن در بزنیم؛ به این و آن بگوییم…بارها در همین صفحه مشاهده کرده اید که با ۱۰ هزار تومان و ۵ هزارتومان هزینه های کلان داروها جمع آوری و تامین شده است.

پس قطره قطره جمع کنیم که جمع می شود و خدا نیز از ما خشنود می شود..

غم دیگران را غم خود بدانیم…غم بزرگ بقیه را با مهر و عشق و همت به شادی بدل کنیم

دنیا کوتاه است…قدر این لحظاتی که می توانیم کاری کنیم را بدانیم

مروج احادیث محمدی باشیم

 


esbat.jpg

1min44

چگونه می شود اثبات کرد که مهدی (عج) واقعا در تاریخ وجود داشته است؟ شاید شرایط خاص روحی_روانی این باور را در ذهن مردم جا انداخته باشد؟ این اصل که مهدی رهبر موعود و منجی عالم بشریت است به صورت عام در احادیث نبوی و به صورت خاص در روایات ائمهِ اهل بیت آمده است، در این روایات مساله به گونه ایی مورد تاکید قرار گرفته که جای هیچ گونه شکی باقی نمی گذارد، و چهارصد حدیث فقط از طریق اهل سنت شمارش شده که به ضمیمه روایات شیعه به بیش از هزار روایت می رسد،در مورد خیلی از مسائل بدیهی اسلام که مسلمانان به آن معتقدند این همه روایات واردنشده. اما تجسم این اندیشه در وجود امام دوازدهم ،دلایل کافی دارد که کاملا قانع کننده است این دلایل را می توان در دو دلیل نقلی و علمی خلاصه کرد دلیل نقلی وجود امام موعود را اثبات می کند و دلیل علمی ثابت می کند که مهدی یک اسطوره و یک فرضیه نیست بلکه حقیقتی است که وجود او در تاریخ لمس شده است.

در ادامه دلیل نقلی و عقلی را شرح خواهیم داد.

دلیل نقلی اثبات امام زمان عجل الله

صدها روایات و حدیث از پیامبر اکرم صلی الله علیه و ائمه اهل بیت رسیده که می گوید مهدی موعود دارای این خصوصیات است: از اهل بیت است، از فرزندان فاطمه است، از نسل حسین(ع) و نهمین فرزند آن حضرت است، و روایتی که می گوید جانشینان پیامبر ١٢ نفر هستند.

از راویان احادیث مهدوی از اهل سنت که احادیث مهدوی را در کتاب خود ذکر کرده اند؛ می توان به ابوداوود در کتاب سنن، ترمذی در کتاب جامع،ابن سعد در کتاب الطبقات و غیره نام برد.
از راویان احادیث مهدوی از صحابه می توان به ام حبیبه (همسر رسول خدا)،ام سلمه(همسر رسول خدا)،جابر بن سمره،جابربن عبدالله انصاری،سلمان فارسی،و غیره اشاره کرد..
این روایات مهدی موعود را در شخص امام دوازدهم تعیین کرده اند و با اینکه ائمه برای حفظ آن حضرت از قتل سعی داشتند مساله در سطح عمومی مطرح نشود در عین حال روایات زیادی در این زمینه وارد شده،البته زیادی روایت به تنهایی نمی تواند مقبول باشد، بلکه در اینجا گواه خاصی وجود دارد که دلیل برصحت این روایات است،در حدیث شریف نبوی،سخن از امامان،جانشینان،امیران و سخن از دوازده تن آمده در بعضی از احادیث دوازده امام،و در بعضی دوازده خلیفه،و در بعضی دیگر دوازده امیر ذکر شده،این احادیث همگی از کتاب های معتبر شیعه و سنی از قبیل صحیح بخاری،صحیح مسلم،سنن ترمذی،سنن ابوداوود نقل شده شدهاست.

احادیث مهدی(عج) در منابع روایی اهل سنت به خصوص کُتب *صحاح سته* با موضوعات مختلف مربوط به وجود مبارک حضرت (ع) فراوان به چشم می خورد. برخی از محققین به گردآوری و دسته‌بندی موضوعی روایات براساس نام آن حضرت، تاریخ ولادت، حسب و نسب، نشانه‌های قبل از ظهور، گستره‌ی حکومت، زمان ظهور، مکان ظهور، اصحاب آن حضرت و … پرداخته‌اند.

در این‌جا برای نمونه به ذکر چند روایت از قدیمیترین منابع عامه درخصوص ویژگی های آن حضرت اکتفا می نماییم:

جابر بن سمره از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل می کند که فرمود: «لا یزال الدین قائماً حتی تقوم الساعه او یکون علیکم اثناعشر خلیفه، کلهم من قریش»: «همواره این دین تا روز قیامت باقی است، تا دوازده نفر خلیفه که تمامشان از قریش‌اند بر شما خلافت کنند.» (البخاری، ۴/۱۶۱)
ام‌سلمه از پیامبر اکرم(ص) نقل می کند که فرمود: «المهدی من ولد فاطمه(س)»: «مهدی از فرزندان فاطمه(س) است.» (ابن‌ماجه، ۲/۱۳۶۸)
هم‌چنین ثوبان از پیامبر اکرم(ص) روایت می کند: «… ثم یجیء خلیفه الله مهدی، فاذا سمعتم به فأتوه فبایعوه، فانه خلیفه الله المهدی»: «… خلیفه‌ی خدا حضرت مهدی می آید، پس هنگامی که شنیدید نزد او بشتابید و با او بیعت کنید که او خلیفه‌الله «مهدی» است.» (همان، ۲/۵۳۰)
زرّ از عبدالله روایت کرده که گفت: رسول خدا (ص) فرمود: دنیا تمام نمی شود تا آنکه مردی از اهل بیت من که نامش مانند نام من است، حاکم بر عرب باشد. (این حدیث در سنن ابو داود ـ که از کتب معتبر اهل سنت و در واقع از صحاح سته است ـ آمده است)

باب دوم روایات در گفته رسول خدا (ص) که مهدی از عترت من از فرزندان فاطمه است

سعیدبن مسیب می گوید: نزد ام‌سلمه درباره حضرت مهدی گفت‌وگو می کردیم ام‌سلمه گفت: شنیدم رسول‌ خدا (ص) می فرمود: مهدی از عترت من از فرزندان فاطمه (س) است. ابن‌ماجه این حدیث را در سنن خویش [که آن هم از صحاح سته به شمار می رود] ذکر کرده است».

دلیل علمی اثبات وجود حضرت مهدی عجل الله

دلیل علمی،تجربه است، تجربه ایی که مدت زمان هفتادسال گروهی از مردم با او زندگی کردند،یعنی غیبت صغری.

این غیبت برگزار شد تا مردم به تدریج با غیبت خو بگیرند و خودرا بر اساس آن بسازند،در این مدت چهارتن از پاکترین وباتقوا ترین مومنان نیابت و جانشینی آن حضرت را برعهده داشتند،و در مدت هفتاد سال واسطه میان او و مردم بودند و هیچکس در هیچ زمینه ایی خطایی از انها ندیده و نشنیده است.
آیا تصور می کنید امکان داشته باشد یک دروغ هفتاد سال دوام بیاورد و چهارنفر با هماهنگی و یک صدا یک نقش را بازی کنند؟
آنان با رفتار صمیمانه خود چنان در مردم اطمینان ایجاد کرده بودند که همه به گفتار ویکردار آنان ایمان داشتند. آیا می شود این چهارتن بگونه ایی نقش بازی کنند که هیچکس به حقیقت پی نبرد در حالی که این افراد هیچ رابطه ی خاصی باهم نداشته اند تا بگوییم که آنها تبانی کرده اند.از قدیم گفته اند طناب دروغ کوتاه است امکان ندارد بتواند به این شکل دوام بیاورد و درتمام مدت موضوع کشف نگردد و همه به آن ایمان داشته باشند.
پس نتیجه میگیریم که پدیده غیبت صغری میتواند به عنوان یک آزموده علمی، دلیل برواقعیت خارجی یک موضوع باشد و آن،وجــــــود،زندگـــــی و سپس غیبت حضرت عشق مهدی صاحب زمان است. آن حضرت پس از غیبت صغری خود اعلام کرده که در پرده غیبت کبری خواهدرفت و از نظرها پنهان خواهد گشت و هیچکس اورا نخواهد دید.

 

منابع:

کتاب الفبای مهدویت یا موعود نامه
نشریه موعود شماره١۴ص٨٠(مقاله شهید سیدمحمدباقر صدر)


86455-11.jpg

1min122

میان فرزندان فرق نگذاریم. گاهی ما کارهایی می کنیم و رفتارهایی می کنیم که شاید هم به عمد نباشد اما تفاوت قائل شدن است.

برای یکی از فرزندان هدیه می خریم برای بقیه هم می خریم اما مشخص است که یکی از هدیه ها گران تر و ارزشمندتر است.

شاید بچه های کوچکتر این موضوع را متوجه نشوند اما بزرگترها این مسایل را خوب می فهمند.

گاهی یکی از بچه ها را به آغوش می کشیم و مراقب نگاه آن یکی نیستیم.

بعضی پدر مادرها هنوز هم متاسفانه مانند گذشته یا دختر دوست هستن یا پسر دوست و فرزندی که جنسیت آن مورد علاقه آنها نیست را مورد کمبود محبت قرار می دهند و اصلا حواسشان به اثرات این موضوع نیست.

و موارد زیادی در این ماجرا هستند، الگوی اول فرزندان از کودکی والدین شان هستند اگر آنها این تفاوت گذاشتن و بی عدالتی را یاد بگیرند؛ وقتی بزرگتر شوند همین رفتار را با والدین می کنند.

وقتی پدر و مادر در نوجوانی و جوانی فرزندشان تفاوت گذاشتن را حس می کنند شاید آنگاه متوجه رفتار خود در کودکی فرزندشان بشوند.

اگر میان آنها به عدالت رفتار کنیم آنها نیز با ما به عدالت رفتار می کنند.

فرزندان آینه رفتار ما هستند، پیش از آنکه آنها را در هر موردی مواخذه کنیم و از ایشان ایرادگیری کنیم نگاهی به خود بیندازیم و ببینیم برای این هدف تربیتی ، برای این اخلاقی که در فرزندمان اشتباه هست، چقدر زحمت کشیدیم و چقدر وقت گذاشتیم و مطالعه و مشورت کردیم.
خودمان چطور بوده ایم و چطور رفتار کردیم..

فرزندان مان را درک کنیم، پیش از آنکه برای درک شدن به غیر از ما پناه ببرند.

 


331.jpg

1min121

بوسیدن فرزند برای ابراز علاقه و عشق به آنها ضروری است و محبت و انس بیشتری را بین پدر و مادر و فرزند برقرار می کند.

بوسیدن کودک احساس امنیت را در فرزند بیشتر می کند و مانند ذخیره ای عاطفی برای او در تمام طول عمرش است. لذا بسیار بوسیدن فرزند علاوه بر تاثیرات معنوی بر والدین موجب تقویت عواطف و تغییر ذائقه مثبت طفل نسبت به افراد می شود.

این مساله موجب می شود تا امکان آسیب هایی مانند بی مهری به دیگران کمتر وجود داشته باشد.

اما چند حدیث و نکته درباره بوسیدن فرزند از نظر اسلام

پیامبر اکرم صلی الله به مردی نظر فرمود که از دو فرزند خود یکی را می بوسد؛ به او فرمود: بر حذر باش از اینکه بین این دو حزنی ایجاد کنی.

پس باید دقت کرد که رفتار ما به گونه ای نباشد که بین دو فرزند را تبعیض قایل شویم و باید تا مساوات و برابری را در نظر بگیریم.

پیامبر اکرم صلی الله فرمودند: فرزندانتان را فراوان ببوسید که برای هر بوسه اس درجه ای در بهشت نصیبتان می شود که بین هر درجه پانصد سال فاصله است.

پس فرزندانمان را زیاد و بی بهانه ببوسیم و به دنبال ایجاد موقعیت و شرایط خاصی نباشیم.

منابع احادیث:

بحارالانوار، جلد ۱۰۱، صفحه ۹۲

 


45385_940.jpg

1min156

حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) از پدر بزرگوارش پرسید: پدر جان، یا رسول الله! زنان و مردانى که نسبت به نماز بى‌‌اعتنا هستند و نماز را سبک مى‌‌شمارند، چه عواقبى را در پیش دارند؟

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: فاطمه جان! هر کسى از مردان و زنان نمازش را سبک بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مى‌‌سازد:

شش مورد در دنیا، سه مورد در وقت مرگ، و سه مورد آنها در قبر و سه مورد در قیامت زمانى که از قبر خارج شود.

الف) اما آن شش بلایى که در دنیا دامنگیرش مى‌‌شود:

۱- خداوند برکت را از عمرش مى‌‌برد.

۲- خداوند برکت را از رزقش مى‌‌برد.

۳- خداوند عزوجل سیماى صالحین را از چهره‌‌اش محو مى‌‌کند.

۴- هر عملى که انجام مى‌‌دهد پاداش داده نمى‌‌شود.

۵- دعایش به آسمان نمى‌‌رود.

۶- بهره‌‌اى از صالحین براى او نیست.

ب) اما آن سه بلایى که هنگام مرگ گرفتارش خواهد شد:

۱- ذلیل از دنیا مى‌‌رود.

۲- هنگام مرگ در حال گرسنگى خواهد بود.

۳- تشنه از دنیا خواهد رفت، اگر چه آب نهرهاى دنیا را به او بدهند.

ج) اما آن سه بلایى که در قبر دامنگیرش مى‌‌شود:

۱- خداوند ملکى در قبر براى او مى‌‌گمارد تا او را زجر دهد.

۲- قبرش براى او تنگ خواهد شد.

۳- گرفتار ظلمت و تاریکى قبر خواهد شد.

د) اما آن سه بلایى که در روز قیامت گرفتارش خواهد شد:

۱- خداوند ملکى را موکل مى‌‌سازد تا او را با صورت بر زمین بکشد، در حالى که خلایق تماشا مى‌‌کنند.

۲- محاسبه اعمالش به سختى انجام مى‌‌شود.

۳- خدا به نظر لطف به او نمى‌‌نگرد و براى اوست عذاب همیشگى.

 

منابع:

(فلاح السائل : ۲۲)

مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۳؛ ص ۲۴

 


12.jpg

1min323

شرح فرازهای دعا

 

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح «اللّهمّ زَینّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفافِ» می‌گوید:

خدایا روزی کن من را در ماه رمضان و به دو چیز زینت بده، ستر و عفاف، ستر یعنی اینکه گناهان مردم را مخفی کنم. به ما چه ارتباطی دارد که فلانی عیب دارد؟ خوش به حال بنده‌ای که به عیب خودش می‌پردازد و به عیب دیگران کاری ندارد. اگر رفیقت هم عیب دارد به کسی نگو. غیبت حرام است و عمل چهل روز را از بین می‌برد و اعمال خوب غیبت کننده را در نامه اعمال شخص غیبت شونده می‌نویسند.

وی می‌افزاید: خوبی‌های مردم را بیان کنید. مثلاً درباره انقلاب، خوبی‌های آن را بیان کنید.

 

مراجع تضعیف انقلاب را جایز نمی‌دانند. اگر کسی پشت انقلاب حرف بزند و انقلاب را تضعیف کند و آمریکا بیاید، وضع ما بد می‌شود، باز اگر خدای ناکرده انقلاب بد باشد آنها از بد، بدترند.

 

این استاد اخلاق ادامه داد:
آن‌ها که به عیب دیگران کاری ندارد، بهترین زینت را دارند. حدیث داریم خوش به حال کسی که به عیب خود پرداخته به عیب دیگران کاری ندارد.

 

وی در ادامه اظهار می‌کند: در ادامه دعا، «عفاف» آمده است. عفاف یعنی اینکه گناه نکنیم و عفت نفس داشته باشیم که گناه نکردن است. پس بیان نکردن گناه دیگران و داشتن عفاف اولین دعایی است که در این روز از خدا می‌خواهیم.

 

این استاد بزرگ حوزه علمیه در ادامه در شرح فراز «واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والکَفافِ» می‌گوید:
خدایا من را به دو چیز مستور کن؛

 

یکی لباس قناعت و دیگری کفاف، کفاف یعنی اینکه زندگی را بگذرانیم. اگر مال و ثروت زیاد داشته باشیم، گرفتار می‌شویم و اگر دستمان پیش کسی دراز باشد ذلیل می‌شویم، پس از خدا بخواهیم که به اندازه کفاف زندگی به ما بدهد. قناعت هم به انسان عزت می‌دهد و کسی که قناعت دارد خدا او را عزیز می‌کند.

 

در ادامه در تشریح «واحْمِلنی فیهِ علی العَدْلِ والإنْصافِ وامِنّی فیهِ من کلِّ ما أخافُ» می‌گوید:
خدایا من را عادل کن و کاری کن انصاف داشته باشم و خدایا از هرچه که من از آن می‌ترسم من را امان ده. اگر کسی ما را تهدید می‌کند به ما ایمنی بده که کسی نتواند به ما تعرض کند.

 

در پایان دعا می‌گوید
«بِعِصْمَتِکَ یا عِصْمَهَ الخائِفین»
یعنی به عصمت و حفظ و نگهبانی خودت ای کسی که خائفین و ترسناکان را نگهداری می‌کنی. ای کسی که هر که به تو متوسل می‌شود، از او نگهداری می‌کنی. خدایا درباره ما این دعاها را مستجاب بفرما.

الهی امین.


11.jpg

1min331

درخواست لذت احسان از خداوند

خدایا کاری کن که خوبی ها را دوست داشته باشم و از بدی ها بدم بیاید و عبادت و انجام هر کار خوبی نزد من محبوب باشد.

 

این دعای خیلی خوبی است که انسان طوری باشد از کار خوب لذت برد. اگر خواستی کار خوبی انجام بدهی مخفیانه انجام بده و قصد قربت کن؛ اگر باخبری که همسایه ات تنگدست است خیرات و صدقات خود را به شخص ناشناسی؛ مثلاً به یک بار بری بده؛ بگو این قالی را برو بده در خانه فلانی؛ تا خدای نخواسته همسایه ات خجل نشود. طوری زندگی کنید که آبروی کسی را نریزید. در احسان، اهل ریاکاری نباشید . که اگر این گونه بودید در قیامت برای شما اجر و پاداش نیست.

اجناس خوب و اعلاء صدقه بدهید

جنس خوب هم صدقه بدهید؛ اگر متمکن هستی جنس اعلاء را برای صدقه و خیرات کنار بگذار.

 

شخص متمکنی می گفت برای زکات فطریه جو می شود داد؟ به او گفتم: مگر خودت نان جو می خوری؛ تو که وضعت خوبه برنج اعلای آستانه اشرفیه بده؟ چرا جو می دهی؟! تازه وقتی هم به درب منزل مستحق بردی نگو این فطریه هست؛ تو چکار داری بگویی این برنجی که آورده ام؛ فطریه است! بگو به منزلتان می آمدم خواستم دست خالی نیایم؛ بگو عیدی است و … کاری نکن که فامیل فقیرت؛ همسایه تنگدستت خجالت بکشد.

 

بهترین خوبی ها این است که آدمی به فامیل فقید کمک کند، بعضی ها به فامیل کمک نمی کنند حتی مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (ره) احتیاط می کردند و می گفتند: اگر در شهر تان مستحق وجود دارد ؛ اشکال دارد که فطریه را به شهر های دیگر بفرستید. پس اگر شما اهل تهران باشید و پول فطریه را فرستادی اصفهان اگر این پول در بین راه تلف شد، شما ضامن هستی و باید یک مرتبه دیگر این پول را بدهی.

 

پس دعا دعای خیلی خوبی هست؛ از خدا بخواهیم که احسان را در نزد ما محبوب کند.

 

حدیث

 

در حدیث وارد شده است «خَیرُکُم مَن اَطعَم الطَعام» بهترین شماها کسانی هستند که اطعام طعام می کنند؛ غذا درست می کند و به دیگران اطعام می دهد.

 

در قدیم رسم بود کسی که مرده ای داشت در شب های جمعه همان غذایی که میت ایشان دوست داشت می پختند و خیرات می کردند؛ مثلا اگر پدر مرحوم کسی، قیمه پلو دوست داشت، شب جمعه آن را تهیه می کردند و خیرات می کردند و …

 

در روایت آمده است که ارواح مردگان مومنین در شب های جمعه بر بالای پشت بام منازل اقارب و خویشان سر می زنند و می گویند: آن لقمه هایی که جلوی سگان می اندازید به نیت ما خیرات کنید! ما محتاج هستیم، التماس می کنند!

والدین بعد از مرگ نیز باید از ما راضی باشند.

 

بیاد دارم، زمانی که بچه سال بودم و در مغازه پدرم کار می کردم، بعضی ها سوار بر گاری؛ سیب قندی آورده بودند و داد می زدند؛ «خیرات مرده ها». شما هم برای اموات خیرات داشته باشید. اما متاسفانه الان کسی به فکر مردگان نیست! آن وقت می گویند: آقا کار من پیچیده است و گره در زندگی دارم؛ باید چکار کنم!؟ وقتی پدرت از تو راضی نیست، همین می شود. اگر هم بگویی پدرم تا زنده بود از من راضی بود آن مربوط به زمان حیات آن خدا بیامرز است، نه حالا که او را فراموش کرده ایی! الان که دست او از دنیا کوتاه شده و تو برای او کار خیری نمی کنی از تو ناراضی است.

 

حدیث:

در روایت آمده است: بعضی از افراد هستند که در زمان حیات، والدین آنها از ایشان راضی بودند و بعد از مرگ از فرزندان خود؛ ناراضی هستند.

 

شخصی در خواب دید که ارواح مومنین به سرعت به سوی بهشت در حرکت هستند و در بین ایشان شخصی بود که لنگ لنگان به سوی بهشت قدم برمی داشت؛ از او سئوال کرد: علت این که شما به آهستگی در حال حرکت به سوی بهشت هستید، چیست؟

مرد جواب داد: آن ارواح مومنینی که به سرعت حرکت می کنند بخاطر این است که اولاد آنها نسبت به اموات خود، اهل خیرات بوده اند، اما فرزند من برای پدرش کار خیری انجام نمی دهد و سیر و حرکت من به سوی بهشت آهسته و کند می باشد.

مرد گفت: آدرس منزل فرزند شما کجاست تا به او اطلاع بدهم.

روح آن مومن گفت : پسرم رخت شویی دارد و در فلان منطقه ساکن است.

این شخص از خواب بیدار می شود و فرزند آن مرحوم را پیدا می کند و شرح واقعه می کند و می گوید: فلانی پدرت از تو ناراضی است و در عالم خواب از تو گله کرد و از تو می خواست که برای او خیراتی داشته باشی.

پسر آن مرحوم که وضع مالی مناسبی نداشت و کمی عصبانی بود دست در زیر آب دریا کرد و مشتی آب بیرون ریخت و گفت: این مشت آب هم خیرات پدرم.

فردا شب در خواب دید که پدر این شخص با تندی حرکت می کند و تعجب کرد! پرسید داستان از چه قرار است؟

جواب داد: آن زمانی که پسرم با عصبانیت آن مشت آب را از دریا بیرون ریخت، در کنار ساحل دریا ماهی ریز و کوچکی در حال مردن بود و به خشکی افتاده بود؛ وقتی پسرم آن مشت آب را به بیرون دریا ریخت و گفت: این هم خیرات پدرم، آن مشت آب بر روی آن ماهی ریخت و او هم جانی گرفت و به داخل دریا پرید، و زنده ماند به برکت همان یک عمل این گونه شد.

 

یک کار خوب سبب نجات یک نفر می شود، لذا در حدیث آمده است: « خَیرُکُم مَن اَطعَم الطعامَ و اَفشاء السلام وَصَلَّی وَ الناسُ نیام »

بهترین شما کسی هست که اطعام کند و بلند سلام کند و اهل نمازشب باشد در زمانی که مردم در خواب هسنتد.

 

البته انسان باید خودش را از همه بدتر بداند و موقع نماز شب به یاد این حدیث نباشد که بله من از همه بهتر هستم؛ و دچار عُجب بشود.

 

پرهیز از عجب

 

امام سجاد علیه السلام در حدیث ابوحمزه ثمالی به ما یاد داده اند و فرموده اند: « خدایا آیا در بین بندگانت از من بدتر وجود دارد «فَمن یَکونُ اسوءَ حالٍ منی » [۶] با اینکه ایشان معصوم است، ولی اینگونه خودش را کوچک می بیند، بخاطر همین هیچ وقت نگویید که من خوب هستم. ولو حدیث می گوید شما خوب هستید و اهل اطعام طعام و خیرات و نماز شب هستید. همیشه بین خوف و رجاء باشید.

 

وَ کَرِّهْ إِلَیَّ فِیهِ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیَانَ

خدایا من را طوری قرار بده که از فسق و معصیت بیزار بشوم و از گناه کردن بدم بیاید، اگر گناه در نظر شما به شکل نجاست تمثل پیدا بکند، هرگز گناه نمی کنی

 

راز عصمت معصوم:

اگر معصوم اهل گناه نیست به خاطر این است که ایشان باطن و حقیقت گناه را می بینند و در منظر ایشان گناه زشت جلوه می کند.

وَ حَرِّمْ عَلَیَّ فِیهِ السَّخَطَ وَ النِّیرَانَ؛ خدایا غضب و آتش خودت را بر من حرام کن.

 

خاطره:

در نجف اشرف شخصی با آیت الله سیبویه شوخی می کرد و می گفت: شما جلوی در بهشت، من را هل بدهید تا داخل بهشت شوم؛ من توان جهنم رفتن را ندارم؛ «خدایا ما حال جهنم رفتن نداریم، جهنم خیلی مشکل است؛ انشا الله هر کسی با ولای امیر المومنین علی علیه السلام از دنیا برود جهنم نمی رود.»

 

شفاعت اهل بیت (ع)

امام صادق علیه السلام فرموده اند: شما ایمانتان را با خودتان بیاورید، ما از شما دستگیری و شفاعت می کنیم؛ آیاتی که در قرآن درباره شفاعت آمده است مربوط به کسانی است که با ایمان از دنیا می روند، آیات دو نوع هستند؛ بعض آیات گفته اند: « وَ لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَهٌ » و بعض آیات این گونه است که «مَنْ ذَا الَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ » یعنی شفاعت نیست، پس جمع بین این دو دسته از آیات به این است که شفاعت نیست برای مردودین و شفاعت هست برای تجدیدی ها.

 

قبولی ها هم شفاعت دارند منتها برای افزایش درجه؛ اما نوع ما از گروه دوم هستیم؛ یعنی جزو تجدیدی ها هستیم و ان شاء الله با ولای اهل بیت ما را شفاعت می کنند و تجدیدی ما را درست می کنند. و فقط اولیای الهی از گروه قبولی ها می باشند ولی خدا نکند که ما جزو مردودین باشیم.

 

سرانجام وابستگی به دنیا

استاد ما آقای برهان می گفت: شخصی در حالت احتضار بود؛ هر چه شهادتین را به او تلقین می کردیم او شهادتین را نمی گفت! اتفاقا نفس او برگشت و حال او جا آمد و از او پرسیدیم: فلانی چرا شهادتین را نمی گفتی ؟

ایشان گفت : مدتی است یک آینه قدی خریده بودم و به آن علاقه داشتم؛ تا می خواستم شهادتین را بگویم، شیطان را می دیدم که به من می گوید: اگر شهادتین را بگویی، آیینه را می شکنم! و بعد از این واقعه ایشان آئینه را برد و فروخت.

این ها همه از عوارض محبت به دنیاست، ممکن است بخاطر یک آئینه انسان ایمانش را از دست بدهد!

 

بِعَوْنِکَ (کمک)

خدایا همه این دعاها را از تو خواستم ولی تا خودت کمک نکنی من نمی توانم به این امور متخلق بشوم و بدون یاری تو این مسائل محقق نمی شوند.

 

شما باید یک قدم بردارید تا خدا هم شما را کمک کند. در روایت آمده است: اگر شما یک قدم بسوی او بر داری خداوند هروله کنان بسوی تو می دود؛ لذا نا امید هم نباش. ولی باید یک قدم بسوی او برداری تا امدادهای الهی را ببینی

 

یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِین
یعنی ای خدایی که هر کسی که به تو بگوید الهی پناهم بده تو پناهش می دهی


10.jpg

1min480

«اَللّهُمَّ اجْعَلْنی فیهِ مِنَ الْمُتَوَکِّلینَ عَلَیکَ وَاجْعَلْنی فیهِ مِنَ الْفاَّئِزینَ لَدَیکَ وَاجْعَلْنی فیهِ مِنَ الْمُقَرَّبینَ اِلَیکَ بِاِحْسانِکَ یا غایهَ الطّالِبینَ»

خدایا قرارم ده در این ماه از توکل‌کنندگان بر خودت و بگردانم در آن از سعادتمندان درگاهت، قرارم ده در آن از مقربان پیشگاهت به حق احسانت ای هدف نهایی جویندگان.

 

شرح فرازهای دعا

 

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح «اَللّهُمَّ اجْعَلْنی فیهِ مِنَ الْمُتَوَکِّلینَ عَلَیکَ» می‌گوید:

خدایا من را در ماه رمضان از کسانی قرار بده که متوکل باشم و بر تو توکل کنم و چشمم به دست دیگری نباشد. وی با بیان روایتی از صدر اسلام می‌پردازد و می‌گوید: شخص عربی، بدهکاری زیادی داشت. نزد امام حسین (ع) رفت و عرض کرد که بدهکاری دارم، خواستم به کریمی مراجعه کنم و به همین دلیل خدمت شما آمدم.

 

حضرت فرمود؛ «سه مسأله می‌پرسم؛ اگر یکی را جواب دادی، ثلث قرضت را می‌پردازم، اگر دو تا را جواب دهی دو ثلث آن را می‌دهم و اگر تمام آنها را پاسخ دهی، تمام قرضت را می‌پردازم.»،

مرد عرب گفت که آخر من پاسخ کسی چون تو را بدهم؟ که امام فرمود: «جدم می‌فرمود؛ «الاحسان به قدر معرفه» اگر بفهمم چیزی بلدی قرضت را می‌دهم.» و بعد سؤال کرد: «بهترین چیزها در عالم چیست؟»، عرب گفت: بهترین چیزها ایمان به خداست. و ایمان به رسول خدا و ایمان به شما خاندان اهل بیت. سوال دوم را این‌گونه پرسید که «زینت انسان به چیست؟»، عرب گفت: زینت عالم به حلم، زینت ثروتمند به بخشش و زینت فقرا به صبر است.

 

این استاد اخلاق ادامه می‌دهد: حضرت فرمود که «اگر اینها نباشند؟»، عرب گفتند: باید آتشی از آسمان بیاید و اینها را از بین ببرد. عالمی که حلم ندارد، ثروتمندی که بخشش ندارد و فقیری که صبر ندارد، باید از بین بروند.

 

حضرت امام حسین (ع) فرمود: «نجات از مهالک به چیست؟» عرب گفت: توکل به خدا. امام حسین (ع) تمام قرض‌های آن شخص عرب را پرداخت کرد و یک انگشتر نیز از دستشان خارج کرده است و دست مردم عرب کرد.

 

وی تأکید می‌کند: این حدیث را گفتم تا به این نکته اشاره کنم که ماه رمضان و روزه ما را موفق کند تا به خدا توکل کنیم. من از صفر شروع کردم و با توکل به این مرحله رسیدم. طلاب جوان هم باید با توکل به درس و تحصیل خودشان ادامه دهند.

 

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در ادامه در شرح «وَاجْعَلْنی فیهِ مِنَ الْفاَّئِزینَ لَدَیکَ» می‌گوید:

خدایا من رستگار باشم و نه شقی. اگر رستگار باشم در روز قیامت اهل بهشت می‌شوم.

 

وی همچنین در شرح فراز «وَاجْعَلْنی فیهِ مِنَ الْمُقَرَّبینَ اِلَیکَ» اظهار می‌کند:‌

خدایا من را از مقربان درگاهت قرار بده. اینکه آدم مقرب درگاه الهی باشد خوب است نه اینکه خدا عقب بزند او را. گاهی خدا غضب می‌کند و بندگان باید حواسشان را جمع کنند.

 

این استاد اخلاق ادامه می‌دهد: «بِاِحْسانِکَ یا غایهَ الطّالِبینَ» که در پایان دعا آمده است، یعنی به حق احسانت ای کسی که نهایت طالبین تویی. یعنی از هر جا که آدم ناامید می‌شود پیش خدا می‌رود.

 

وی در پایان با بیان حدیثی می‌گوید: هر جا که می‌خواهی بدانی دعایت مستجاب شده است، به دلت نگاه کن. ببین اگر ناامید از همه جا هستی، بدان که آن دعا مستجاب شده است. خدا خودش می‌فرماید:‌ به عزت و جلال خودم قسم که قطع می‌کنم امید کسی را که به غیر از من امید دارد.