داستان ظهور قسمت بیست و پنجم

0

اگر شما به تازگی قصد دارید به مطالعه داستان ظهور بپردازید، می توانید قسمت های قبلی را در لینک زیر بخوانید.

داستان ظهور

اکنون وارد قسمت بعدی ماجرا می شویم.

داستان ظهور قسمت بیست و پنجم

بهشت روى زمين؛

اكنون مى خواهم ازچگونگى زندگى در روزگار ظهور سخن بگويم، آيا موافق هستيد؟

شما عالم زيباى ظهور را اين گونه مى يابيد:
همه خوبى ها دراين زمان مى باشد.

همه اهل آسمان ها و تمام مردم زمين در شادى و نشاط هستند؛زيرا حكومت عدل برقرار شده است.
ازظلم و ستم هيچ خبرى نيست.
فقر ازميان رفته است به طورى كه مردم، فقيرى را نمى يابند تا به او صدقه بدهند.

همه مردم به جاى عشق به دنيا، عاشق عبادت هستند و كمال خويش را درعبادت و بندگى خدا جستجو مى كنند و هرگز گناه نمى كنند.
فرشتگان همواره برانسان ها سلام مى كنند؛ با آنها معاشرت دارند و درمجالس آنها شركت مى كنند.

آرى قلب مردم آن قدر پاك شده است كه مى توانند فرشتگان را ببينند.
خداوند دست رحمت خويش را برسر مردمان مى كشد و عقل همه انسان ها كامل مى شود.
علم و دانش رشد زيادى پيدا كرده است به طورى كه دانش بشر، بيش از ده برابر شده است.

خداوند قواى بينايى و شنوايى مردم را زياد مى كند تاآنجا كه مردم بدون هيچ گونه وسيله اى،در هركجاى دنيا كه باشند مى توانند امام را ببينند و كلام او را بشنوند.

افرادى كه دوست دارند خدمت امام برسند به وسيله فرشتگان به كوفه برده مى شوند و سپس به وطن خود بازگردانده مى شوند.
مؤمن آنقدر مقام پيدا كرده است كه امام، هر مؤمنى را به عنوان نماينده خود در ميان صد هزار فرشته قرار مى دهد.
در هيچ جاى دنيا، شخص بيمارى ديده نمى شود و همه درسلامت كامل زندگى مى كنند.

هيچ اختلافى در سرتاسر دنيا به چشم نمى خورد و مردم از هرقبيله و قومى كه باشند درصلح وصفا باهم زندگى مى كنند.
هيچ كس با ديگرى دشمنى ندارد و مردم به هم حسادت نمی ورزند و همه باهم صميمى هستند.

دراين زمان، ديگر دوستى ها راستين است و براى همين به امر امام دوست از دوست خود ارث مى برد.
تمام جهان از امنيّت كامل برخوردار شده است به طورى كه حيوانات وحشى هم، ديگر به انسان ها آزار نمى رسانند وحتى گرگ هم به گوسفند حمله نمى كند.

باران رحمت الهى زياد مى بارد وسرتاسر دنيا، سرسبز و خرّم است.
اين همان ظهور زيبايى است كه همه انبياء و اولياى الهى،منتظر آن بودند.
ظهورى كه آرزوى دل همه انسان ها بوده است…

منابع:

1)- الامام الباقر (ع)- یخرج شاب من بنی هاشم …یاتی من خراسان…) الملاحم والفتن ص120
عن امام الصادق(ع)- یخرج الحسنی….یصبج بصوت له فصیح ؛ یا آل احمد اجیبو الملحوف – بحا رالانوار ج 53 ص 15- مکیال المکارم ج 1 – ص 77
عن رسول الله صل الله ” حتی یبوت الله رایه من المشرق سوداء حتی یاتو ارجلا اسمه اسمی ) – الملاحم والفتن ص 121- کتاب الفتن المروزی ص 189

2)-ولم یزل یقتل الظلمه حتی برد الکوفه ….) بحارالانوار ج 53 ص 15

3)- امام صادق (ع) – اذا فال القایم اتی رحیه الکوفه فقال برجله هکذا و اوما‌ بیده الی موضوع ثم قال احفرو ما هنا…. فیحفرون فیستخرجون اثنی عشر الف درع و اثنی عشر الف سیف- الاختصاص 334- بحارالانوار ج 52 ص377