وعده های دروغین شیطان

0

بخوانیم و تامل کنیم

“و چون حکم ( قیامت ) به پایان رسید ( و اهل بهشت از اهل دوزخ جدا شدند ) در آن حال شیطان ( برای نکوهش و تمسخر کافران ) گوید: خدا به شما به حق و راستی وعده داد و من به خلاف حقیقت شما را وعده دادم و خلف وعده کردم و بر شما ( برای وعده دروغ خود ) هیچ حجت و دلیل قاطعی نیاوردم و تنها شما را فراخواندم و شما اجابتم کردید ، پس ( امروز شما ابلهان که سخن بی دلیل مرا پذیرفتید ) مرا ملامت مکنید بلکه نفس ( پر طمع ) خود را ملامت کنید ، که امروز نه من فریادرس شما خواهم بود و نه شما فریادرس من توانید بود ، من به شرکی که شما به ( اغوای ) من آوردید معتقد نیستم ، آری ( در این روز ) ستمکاران عالم را عذابی دردناک خواهد بود”

درسی که از این آیه شریف می گیریم همین است اجابت و اطاعت از شیطان ظلم به خود است. گاهی به یک رویه ای عادت می کنیم آنقدر عادت می کنیم که یادمان می رود معصیت است؛ یادمان می رود همین عادت را به راحتی می توانیم بگذاریم کنار. برای هزار موضوع اراده می کنیم اما برای اصلاح خود و اخلاق؛ امروز و فردا می کنیم و می گوییم سخت است.

سخت نیست اما سختش می کنیم! دلیلش می دانید چیست؟

بیایید کمی رک باشیم. دلیلش این است که یقین و ایمان قلبی در کار نیست. شما اگر برای رفتن به دانشگاه و رسیدن به مدرک مورد نظرتان سالها تلاش می کنید و سعی می کنید با قوانین دانشگاه کنار بیایید و درس بخوانید و اگر درسی را رد شدید دوباره بخوانید..به چه دلیل است؟ به این خاطر که یقین داریم بعد از اتمام درس مدرک می گیریم و می توانیم به خودمان ببالیم که مثلا مهندس شدم یا دکتر یا هر عنوان دیگری.. کاش و ای کاش که این یقین را به خداوند و روز جزایش داشتیم که در این صورت سخت تلاش می کردیم تا از مهم ترین اصول دینی و اخلاقی پیروی کنیم و اگر زمانی کاری را اشتباه انجام می دادیم یا توبه می کردیم و دوباره به گناه باز می گشتیم سعی می کردیم تا با نفس مان بجنگیم و از گناه دور شویم. کاش یقین داشتیم به آن مدرک هایی که در روز قیامت به دست راست و چپ مان می دهند؛ که اگر یقینی بود تمام تلاش مان را در تمام جزئیات رفتاری می کردیم.

روزی که قیامت فرا رسد و در زمانی که مجرمان و گنهکاران به جرم خود اعتراف می کنند؛ زمانی است که ابلیس به افراد گنهکار می گوید: شما به خداوندی که وعده های حقیقی درباره بهشت و جهنم به شما داده بود گوش نکردید و به سمت من آمدید که می گفتم بهشت و جهنمی وجود ندارد و آخرتی در کار نیست. حالا امروز می بینید که وعده های حقیقی اینها بود. مرا سرزنش نکنید من به شما اصرار نکردم تا به سمت من بیایید من تسلطی بر شما نداشتم و نمی توانستم شما را مجبور به انجام گناهان کنم. من فقط شما را دعوت می کردم و گناه را در نظرتان می آراستم. شما خودتان دعوت مرا اجابت می کردید. من هرگز نمی توانستم شما را به زور به گناه وادار کنم امروز هم نمی توانم شما را نجات دهم و فریادرس تان باشم.

مراقب شیطان و وعده های شیطان باشیم که به سادگی آخرت مان را به خاطر دنیا از دست ندهیم